عکـس و طبیــعت

بنام خالق زیباییهــا که خود زیباتـرین است - وبلاگ شخصی حسین جاودانی - عکاس تبـریزی

نوروز مبارک باد

          بالاخره سال 1390 هم عمرش به پایان رسید و سال جدید از راه رسید و بعضی ها چه خوب در پیام هایشان عنوان کردند که : خوش به حال سال نود که دواز دهمین ماهش را دید قبل از اینکه عمرش به پایان برسد ! خدایا امکان دارد که ما هم بتوانیم ماه دوازدهممان را ببینیم ؟ ! اللهم عجل لولیک الفرج

           چند عکس از گلهای نوروزی :

جهان از باد نوروزی جوان شد           زمین در سایه سنبل نهان شد

اوحدی مراغه ای

           پیامی دیگر :

           پشت هر کوه بلند

          سبزه زاریست پر از یاد خدا

          و در آن باغ کسی می خواند :

          که خدا هست ، دگر غصه چرا ؟ !

          آرزو دارم : خورشید رهایت نکند !

          غم صدایت نکند !

          ظلمت شام ، سیاهت نکند !

          و ترا از دل آنکس که دلت در تن اوست . . .

          حضرت دوست جدایت نکند . . .

          خدایا مرا به بزرگی چیز هایی که داده ای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیز هایی که ندارم آرامشم را بهم نریزد

          درخت آرزوهایتان سرشار از شکوفه های بهاری باد .

          پروزدرگارا :

          در روزهای پایانی سال به خواب دوستانم ، آرامش - به بیداریشان ، آسایش - به زندگیشان ، عافیت - به عشقشان ، ثبات - به مهرشان ، وفا - به عمرشان ، عزت - به رزقشان ، برکت و به وجودشان صحت عطا فرما - آمین

 سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت انـــدر زندگانـــی بر قــــرار و بر دوام

سال خرم - فال نیکو - مال وافر - حال خوش

اصل ثابت - نسل باقی - تخت عالی - بخت رام

 

و یک شاعر بد بین ! هم می گوید :

بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر که سالی گذرد ، عید کنند !!

+   حسین جاودانی ; ۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٩

سالگرد تولد بانوی شعر ایران و اختر چرخ ادب بر همگان مبارک باد

          پروین اعتصامی

          تبــریز، محله سـرخاب - مردی بود ادیب با تبار آشتیانی. نامش یوسف و او را اعتصام الملک می خواندند. "اعتصامی" نامی بود که در شناسنامه او و خانواده اش به سبب همین لقب درج گردید. همسرش اختر خانم فتوحی تبریزی،فرزند  "شوری" از شاعران دوره قاجار، اهل تبریز بود  .

          روز 25 اسفند سال 1285 خورشیدی، دختری از این دو، پا به دوران گذاشت که او را " رخشنده" خواندند. بعد ها نام پروین را انتخاب کرد .پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.

          کودک چندان بازیگوش نبود، کمتر لب به سخن می گشود و بیشتر می نگریست. بیشتر می شنید و کمتر می گفت و مدام غرق خیال و اندیشه بود. گویی که سودای پر کشیدن به آسمانی دارد که در روزگار او بر دختران و مادران این سرزمین تنگ بود. فرمود:

          زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود
          پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود

          زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت
          زن چه بود آنروزها، گر ز آن که زندانی نبود

          از برای زن، به میدان فراخ زندگی
          سرنوشت و قسمتی، جز تنگ میدانی نبود

          هفت سال بیشتر نداشت که به همراه پدر به تهران رفت. پیش از آن پدرش میرزا یوسف خان وکالت مردم تبریز در مجلس دوم را عهده دار شده بود. پروین که عربی و فارسی را به خوبی در خانه پدر یاد گرفته بود، برای آموختن زبان انگلیسی، به رهنمود پدر وارد کالج آمریکایی تهران شد. در 18 سالگی از کالج فارغ التحصیل شد.

          پدر، مترجم متون ادبی از فرانسه و عربی و مدیر نشریه ادبی "بهار" بود. بدون شک ، کاشف پروین و مشوق او کسی جز پدر نبود. دخترک خرد سال بزرگ اندیش، قطعات و آثار دلکش فرانسه و عربی را به زیبایی و شیوایی خاصی به فارسی بر می گرداند و به آنها نظم و آهنگ می بخشید. پدرش خوش نام و سرشناس و با فضلای عرصه ادب و سیاست زمان معاشر بود ، او پروینش را فخر خود می دانست و در سفر های داخل و خارج و نیز در معاشرت با بزرگان روزگار، همواره او را با خود همراه می کرد. روشنی اندیشه بزرگان ذهن پروین را درخشان تر کرد. دهخدا، بهار، علامه قزوینی، اسلامی ندوشن، سعید نفیسی، لطفعلی صورتگر، شهریار، عبدالحسین زرین کوب، عبدالحسین نوایی و دیگر بزرگان روزگار.

          شهریار می گوید:
          "پروین هفت سال داشت که رفت تهران، من چهارده سال داشتم که رفتم. وقتی توی کتابخانه مجلس سراغ بهار می رفتیم آنجا هم از من می خواستند شعر بخوانم و هم از پروین... من غزل های لطیف می خواندم و او قطعات سنگین و پر مغز ... پروین در قطعه بی نظیر است در ادبیات ایران"
          حاج سیدنصر الله تقوی در مورد پروین می گوید؛ "من از رفقای نزدیک اعتصام الملک بودم و ساعاتی ممتد در خانه او در کتابخانه او به بحث و مطالعه ادبی با او گذرانیده ام. خانم پروین از خردسالی بدون خستگی در کنار ما قرار گرفت و با عطش خارج از حوصله کودکان به گفتار ما گوش فرامی داد. اولین شعرش را در سن هشت سالگی ساخت. در این سن فارسی را روان می خواند و می نوشت"
          سعید نفیسی از پروین میگوید :
          "پروینی که من دیدم و بارها دیدم بدین گونه بود. قیافه بسیار آرام داشت. با تانی و وقار خاصی جواب می گفت و می نگریست. هیچ گونه شتاب و بی حوصلگی در او ندیدم. چشمانش بیشتر به زیر افکنده بود. یاد ندارم در برابر من خنده کرده باشد. وقتی که از شعر او تحسین می کردم با کمال آرامش می پذیرفت، نه وجد و نشاطی می نمود و نه چیزی می گفت. هرگز یک کلمه خودستایی از او نشنیدم و رفتاری که بخواهد اندک نمایش برتری بدهد از او ندیدم.
          این سیماهای آرام و چهره های متین که در گویندگان و سرایندگان واقعی است، می رساند که گفتارشان زاده ایمان قلبی و پرورده عقیدت راسخی است که حاجت به هیچ گونه نمایش، حتی نمایشی که قهراً هر اندیشه یی باید در سیمای صاحب اندیشه بکند ندارد."

          شعرش به چندان بلوغی دست یافت که در مجله "بهار" توسط پدر چاپ می شد. لطافت و عمق سخن ، شاعر را به شهرت رساند. پدر اما به هر دلیل نگذاشت تا دم ازدواج، دیوانی از دخترش به چاپ برسد. سال 1313 شمسی بود که فضل الله همایون فال (آرتا) پسر عموی 42 ساله یوسف خان با پروین ازدواج کرد. دختر شاعر تنها بیست و هشت سال داشت. شوهر، فرمانده شهربانی کرمانشاه بود و چهار ماه پس از ازدواج پروین را با خود به این دیار برد. اما متاسفانه روحیه لطیف پروین با شرایط آن روزگار و یک صاحب منصب حکومتی نزدیک به دربار پهلوی سازگار نبود. برادرش، ابوالفتح اعتصامی می گوید:
          "مردی را که با پروین ازدواج کرد نباید عامی و بی سواد خواند. از افسران شهربانی و هنگام وصلت با پروین رئیس شهربانی کرمانشاه بود و با پروین نسبت خانوادگی داشت. عیب کار در این بود که اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاد پروین مغایرت داشت. پروین در خانه ای پرورش یافته بود که هرگز مشروب و تریاک بدان راه نیافته بود، پس از ازدواج ناگهان به خانه یی وارد شد که یک دم از مشروب و دود و دم تریاک خالی نبود. و این زندگی نمی توانست دوام داشته باشد .
          این چنین شد که این پیوند بیش از دو ماه و نیم به طول نکشید و پروین مهریه خود را بخشید و به تهران، نزد پدر برگشت.

          دختر محجوب با زبان خاص خود، این دوران را تنها در چند بیت به تصویر می کشد و پس از آن در هیچ جا از این واقعه سخنی نگفت :

          ای گل، تو ز جمعیت گلزار چه دیدی
          جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟


          ای لعل دل افروز، تو با این همه پرتو
          جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟


          رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت
          غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی

          در سال 1314 به ترغیب ملک الشعرا و با مقدمه او اولین بار دیوانش چاپ شد. بدینوسیله شاعر به اوج شهرت خود در این زمان دست یافت و مورد تحسین سخن شناسان و گاهی انتقاد آنها قرار گرفت .

          بانوی دیگر ادب ایران، سیمین بهبهانی در باره او می گوید:
          "از شاعری می نویسم که شاید نخستین داعیه شعر را در من پرورده باشد. شاعری که برای شعر سنگ مزارش زار گریسته ام و بسیار گریسته ام. شاعری که مرثیه ای را که برای پدرش سروده بود، به جای مرثیه ای که برای پدرم نسروده بودم، خوانده و موییده ام. شاعری که بر هر یتیم، هر بی نوا، هر دردمند، هر گرگ بیابان، هر سگ پاسبان و هر موش و هر گربه و هر جسد مومیایی گریسته است. شاعری که انسان و انسانیت را سروده است. زنی، آزرمگینی، عارفی، اندیشمندی و آن گاه، شاعری که دلش را در سطورش می خوانی و رنجش را در شعرش می بینی...
          به نوجوانی خود دیدمش. با مادرش به خانه ما آمد به دیدار مادرم، نخستین شعری را که سروده بودم و مادرم آن را دستکاری کرده بود، برایش خواندم. مرا بوسید و برایم آرزوی توفیق کرد. چشم هایش آرام بود با نگاهی نه در مسیر موازی"
          در سال 1315در دانشسرای عالی، به عنوان مدیر کتابخانهٔ دانشسرا، مشغول به کار شد. اما یک سال بعد به دلیل بیماری پدرش از کار کناره گیری کرد. سال بعد 1316 ضربه ای سنگین به پروین وارد آمد. پدرش در گذشت. مرثیه ای در سوگ پدر سرود که هر شنونده ای را به عمق علاقه پروین نسبت به پدر و میزان نفوذ او در دل و جان شاعر آگاه می سازد.

          پدر آن تیشه که بر پای تو زد دست اجل
          تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من

          روز پانزدهم فروردین سال هزار و سیصد و بیست بود که دست اجل فرصت درخشش بیشتر را از پروین گرفت و او را در نوشته هایش جاودانه کرد. پزشک نتوانست بانوی 35 ساله را از تبی که حاصل بیماری حصبه بود نجات بخشد و ... اختر چرخ ادب دیگر رخت از زمین بر کشید.

اینکه خاک سیهش بالین است          اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید           هرچه خواهی سخنش شیرین است

.

.

صاحب آنهمه گفتار امروز          سائل فاتحه و یاسین است

آرامگـاه بانوی شعـــر ایـران در کنار پدر بزرگــوارشان اعتصــام الملک در حـــرم مطهـــر حضــرت معصـومه (ع) - قـــم

          اخیرا خانه پروین در تبریز از طرف شهرداری تبریز خریداری و مرمت گردیده است تا به یک مرکز فرهنگی ( احتمالا موزه یا نمایشگاه ) تبدیل شود .

 

 

 

          دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطعات وی شامل 248 قطعه شعر – 65 قطعه به صورت منظره است.

          اشعارش بیشتر در قالب قطعات ادبی که مضامین اجتماعی را با دیده ی انتقادی به تصویر کشیده می باشد.

          اشعار وی که شامل 6500 بیت می باشد را می توان به 2 دسته تقسیم کرد:

          1- سبک خراسانی: شامل اندز و نصیحت و بیشتر شبیه اشعار ناصر خسرو

          2- سبک عراقی: که بیشتر جنبه ی داستانی دارد و به ویژه از نوع مناظره است که بیشتر شبیه شعر سعدی است(این دسته از اشعارش معروف ترند.)

روحش شاد و یادش همواره گرامی باد

+   حسین جاودانی ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

در موقع مراجعه با عابر بانک ها به نکات ایمنی توجه فرمایید .

اخیرا سارقین دست به شگرد جدیدی زده اند که با نصب دستگاهی روی ATM موجودی شما را خالی میکنند ! و بهتر است دقت بیشتری بخرج دهید ، ( مشروح خبر )

+   حسین جاودانی ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٢

عکاسان برتر دومین جشنواره‌ عکس فدراسیون کوهنوردی و صخره نوردی مشخص شدند

          به گزارش فدراسیون کوهنوردی و صخره نوردی کشور ، مرحله‌ی نهایی داوری دومین جشنواره عکس فدراسیون در حوزه‌ی سنگ‌نوردی برگزار شد و عکاسان برتر و نفرات شایسته‌ی تقدیر مشخص شدند.بر این اساس؛ در مرحله‌ی نهایی ۴۵ عکس منتخب مورد ارزیابی هیئت داوران قرار گرفت و در نهایت عکسی از "علی پور شفیع" به مقام اول دست یافت، تصویری از "حجت ا.. عطائی" دوم شد و عکس تهیه شده توسط "علی کریمی" در جایگاه سوم قرار گرفت.

           شایان ذکر است که : حجت ا.. عطائی با ۳ عکس دیگر، علی پورشفیع با ۲ عکس دیگر، علی کریمی با ۱ عکس دیگر،‌ فاطمه بامشاد با ۲ عکس و همچنین حسین جاودانی پور،‌ محمد‌رضا ریشه‌چی، فواد رضاپور ، هادی پیروز حمیدی و پیمان حاج حسینی هر کدام با یک عکس، به عنوان عکاسان شایسته تقدیر معرفی شدند و به نمایشگاه این جشنواره راه یافتند.

 گفتنی است: دبیرخانه‌ی برگزاری این جشنواره ضمن سپاس از یکایک عزیزان شرکت‌کننده؛ اعلام داشت: آئین اختتامیه و نمایشگاه مربوطه مقارن با یکی از رویداد‌های فرهنگی-ورزشی فدراسیون برپا خواهد شد. ضمن این‌که مقرر گردید؛ سومین دوره‌ی جشنواره نیز درسال ۹۱ و در قالبی دیگر برگزار گردد.

دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۵۰ 

+   حسین جاودانی ; ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٢

کاکتوس های من (3)

          عزیزان اینک سری سوم کاکتوس ها را تقدیم میکنم :

Notocactus bommeljei Van Vliet

Parodia tabularis subsp. bommeljei -Vliet

 

Notocactus horstii var. purpureus 

 

 

 

 

 

امیدوارم شاد شاد شاد باشید و از این کاکتوس ها خوشتان آمده باشد .

+   حسین جاودانی ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

کاکتوس های من (2)

          با تشکر از دوستانی که ما را مورد لطفشان قرار دادند اینک سری دوم کاکتوس ها را تقدیم میکنم :

          این کاکتوس ( آپوروکاکتوس مارتیانوس  Aporocactus martianus ) می باشد که بسیار زیبا است و من خیلی دوستش دارم :

 

 

 

 

کاکتوس Carrion Flower         

          این کاکتوس گل بسیار زیبایی دارد که خیلی هم بزرگ است و قطر هر گل 30 الی 35 سانتیمتر است ولی بوی بسیار بدی دارد و حضور جناب مگس !! بخاطر بوی ناجور این گل است ! 

 

 

برای همه دوستان شادی و موفقیت آرزومندم .

+   حسین جاودانی ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٢

کاکتوس های من (1)

           گلهای کاکتوس زیبایی خاصی دارند و من در گلخانه کوچک خودم تعدادی از آنهارا دارم و عاشق این شاهکار های خلقت و قدرت خداوند هستم .

            خوشبختانه من این امکان را دارم که در لحظات خاص تصاویر زیبایی را شکار کنم ! به این معنی که کاکتوس ها عموما سالی یکبار آنهم فقط چند ساعت گل می دهند ! و برای سایر عکاسان و فیلمبرداران ، تصویر برداری از کاکتوس ها مشکل است چون تا ابزار کار را آماده کنند و خودشان را به سوژه برسانند گل های کاکتوس زیبایی و طراوت خود را از دست می دهد ولی خوشبختانه برای من که اکثرا دوربین بدست به تماشای گلها می پردازم ! شکار این لحظه ها میسر است و اینک آنهارا تقدیم چشمان زیبا پسند شما عزیزان میکنم ، لازم بذکر است که بدلیل کثرت این عکس ها آنهارا در چند قسمت تقدیم میکنم ، اینک قسمت اول :

 

          دوستانی که اطلاعات علمی در باره گلها می خواهند می توانند به ( من یک جوانه ام ) مراجعه نمایند و سوالات خودشان را از خانم مهندس فرشید بپرسند .

 

golden ball cactus flowers - Parodia leninghausii

           روی این کاکتوس زیبا موقع تشکیل غنچه ها یا خطوط مارپیچی علامت قلب بوجود آمد که فوق العاده زیبا است !

 

         کاکتوس Astrophytum یا کلاه اسقفی

بعد از تمام شدن گلها ، بذر کاکتوس روی گل پخش شده است :

          به گل زیر دقت کنید ! این گل سالی یکبار آنهم از ساعت یک بعد از نیمه شب تا ساعت 2 ( فقط یک ساعت ) گل می دهد !!

امیـدوارم زندگی تان همیشه مثل گلهـا زیبــــا و  گلهای زندگی با طراوت باشد .

ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ

+   حسین جاودانی ; ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir