عکـس و طبیــعت

بنام خالق زیباییهــا که خود زیباتـرین است - وبلاگ شخصی حسین جاودانی - عکاس تبـریزی

تصاویر امروز گلهای من

          امروز فرصتی دست داد تا تعدادی از کاکتوس هارا از گلخانه بیرون آوردم و گلدان های آنهارا از علفهای هرز پاک کردم و چند عکس نیز گرفتم :

 

 

 

 

          این هم گیاه haworthia fasciata  هاورتیا در سه گونه مختلف : ( خواهش میکنم دوستان نظر بدهند )

          هر سه گونه این گیاه پس از گلدهی در انتهای ساقه گیاه کوچکی تولید میکنند که میتوان مستقلا به گلدان دیگری منتقل کرد .

 

 

          و این هم گل ( فیتونیا ) یا پوست ماری یا برگ نعنایی

          این گل هارا در منطقه ما بنام مرجان می شناسند ولی نام علمی آن کالانگوئه گفته می شود البته گل وسطی ( کوردیلین ) Cordyline Terminalis  است و گل آخری پیچ مومی است .

 

گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت

مــــردم کـــریم تـر شـــود اندر نعیــــم گل

ای گلفـروش ، گل چه فروشی برای سیم !

وز گل عـزیـزتر ، چه ستانــی به سیم گل ؟

(کسائی مروزی)

+   حسین جاودانی ; ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۳٠

بهـــار آمــــد !

          بالاخره بهار به شهر ما هم رسید و این هفته درختان ما حسابی شکوفه زدند و اگر بعدا برف و تگرگ و سرمای تاخیری ! فرصت دهند انشااله میوه هم میدهند .

          امروز از گلها تعدادی عکس گرفتم و از شما عزیزان و سروران دعوت میکنم آنها را ببینید :

 

گل زیبای Gynura aurantiaca یا شب تاب - شبرنگ - شبنما - مخملی - . . .

          بعضی ها می گویند گل شب تاب شگون دارد و وجود آن در خانه خوب است ( البته مجبور نیستید باور کنید ‍! ) همچنین میگویند در هنگام خستگی ، با نگاه کردن به برگهای زیبای این گل احساس آرامش و راحتی میکنید ( این را می توانید آزمایش کنید )

          این عکس جالب را هم از بلبلی در حال آواز خواندن در دره لیقوان گرفتم ! (تابستان 90)

 

و تصاویری از کاکتوس ها (امروز) :

 

 

 

( عراقی )

بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد

بیا، که گل ز رخت شرمسار می‌گذرد

بیا، که وقت بهار است و موسم شادی

مدار منتظرم، وقت کار می‌گذرد

ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی

که عیش تازه کنم، چون بهار می‌گذرد

نسیم لطف تو از کوی می‌برد هر دم

غمی که بر دل این جان فگار می‌گذرد

ز جام وصل تو ناخورده جرعه‌ای دل من

ز بزم عیش تو در سر خمار می‌گذرد

سحرگهی که به کوی دلم گذر کردی

به دیده گفت دلم: کان شکار می‌گذرد

چو دیده کرد نظر صدهزار عاشق دید

که نعره می‌زد هر یک که: یار می‌گذرد

به گوش جان عراقی رسید آن زاری

از آن ز کوی تو زار و نزار می‌گذرد

شاد شاد شاد باشید .

+   حسین جاودانی ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٢

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بر عموم شیعیان تسلیت باد

السلام علیک یا رسـول اللَّه ، السلام على ابنتک الصدیقــة الطاهــرة، السلام علیک یا فاطمـة بنت رسول اللَّه ، یا سیدة نساءالعالمین، ایتها البتول الشهیدة الطاهرة...»

          اینجا . . . بلی اینجا خانه بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) است و شاید هم . . .

          عکس زیر را که درب فعلی آن بارگاه ملکوتی است با وجود کنترل شدید امنیتی مامورین ، با توفیق الهی و با هزاران زحمت در سال 1383 در مسجدالنبی گرفتم و اینک تقدیم شما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت !

روی قفل پایینی شعر زیبایی بزبان عربی نوشته شده است :

           توضیح: این شعر توسط «البوصیری» شاعر اهل تسنن قرن هفتم هجری در وصف پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد(ص) سروده شده است که چند قرن است بر قفل درب خانه حضرت زهرا(س) نقش بسته است و خود قرینه ای بر وجود اعتقاد به شفاعت در بین عموم مسلمین در قرون مختلف می باشد.
هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لکل هولٍ من الأهوال مقتحم
ترجمه: او ( حضرت رسول الله) دوستی است که در همه پیشامدها و حوادث ناگوار امید شفاعت از او می رود.

گل یاس !

از: احمد عزیزی

عشق من ، پاییـز آمد مثـــل پار          بازهـم ما باز مانــدیم از بهــار

احتــراق لالــه را دیدیــــــم مــا          گل دمید و خون بجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خون جوش بود        در فراق یاس مشکی پوش بود

یاس بــوی مهــربانی می دهـد !        عطـــر دوران جوانــی می دهـد

یاس ها یـاد آور پــــروانـه انـــد          یاس ها پیغمبــــران خانـه انـد

یاس یک شب را گل ایوان ما است       یاس تنها یک سحر مهمان ما است

یاس را آیینــه ها رو کــــرده انـد          یاس را پیغمبــران بـو کــــرده اند

یاس بوی حوض کوثـر ! می دهد         عطــر اخــلاق پیمبــر می دهـــد

حضـرت زهـرا دلش از یاس بود   اشکهــایش دانـه المــاس بـود

باغ عطـــر یاس زهـــرا زیـر مـــاه         می چکانیـد اشک حیــدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس     چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می ریـــزد علی ماننــــد رود          بـر تن زهــــــرا ، گل یاس کبــــــود

گــریه ، آری گـــریه چون ابـر چمن          بر کبـــــــود یاس ســرخ نستــرن

گریه کن حیدر که مقصد مشکل است         این جدایی ، از محمـــــد مشکل است

گـــریه کن زیــــرا که دخت آفتــــاب          بیخبـــر باید بخـوابد در تـراب !

این دل یاس است و روح یاسمین          این امانت را امین باش ، ای زمین

گریه کن کی آب کوثر خشک شد ؟          زمــزم از این ابـــر ابتــر خشک شد

یاس خوشبوی محمــد داغ دید          صـد فدک زخم از گــل این باغ دید

مدفن این نالـه غیــر از چـاه نیست          جز تو کس از قبــر او آگـاه نیست

برای آقای احمد عزیزی  شاعر گرانقدر شعر یاس که از پنج سال پیش در بستر بیماری است آرزوی شفای عاجل داریم .

التماس دعا - جاودانی

+   حسین جاودانی ; ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٦

یادی از اولین برج آتش نشانی تبریز - برج یانقین

          آیا میدانید که در قدیم شیوه آتش نشانی چگونه بود ؟ مخصوصا وقتی که مردم هیچگونه وسیله اطلاع رسانی سریع مانند تلفن در دسترس نداشتند ؟

          اولین اداره آتش نشانی یا بهتر بگوییم ( اداره اطفائیــه ) برای اولین بار در ایران در شهر تبریز بوجود آمده است، احداث این برج آجری 23 متری به اواخر دوره قاجاریه بر می گردد که در آن زمان تبریز ولیعهد نشین بوده است. برج آتش نشانی تبریز( که در زبان محلی به آن برج یانقین گفته می شود ) اولین برج آتش نشانی کشور است،

          کارکرد اصلی آن دیدبانی بوده که دارای هشت نورگیر هلالی در جهات مختلف می باشد و در آن زمان از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار بوده است و بخش زیرین این برج از چهار طاق تشکیل شده که به منزله پایه برج محسوب و به قرنیز سنگی منتهی می شود. پلان آن در داخل برج دایره شکل است وبا یک رشته راه پله حلزونی به قسمت فوقانی متصل می شود.
          به دلیل ارتفاع بلند برج در مقایسه با ساختمانها و بناهای آن زمان و وسعت محدود شهر ، این برج بر تمام نقاط شهر اشراف داشت و در زمان خود همواره نگهبانی در بالای سر آن کشیک می داد و به محض مشاهده آتش و یا دود و شناسایی محل وقوع آن بلافاصله زنگی که از بالای سقف آویزان بود را به صدا در می آورد و ماموران آتش نشانی تبریز که در آن موقع جزو مجهزترین آتش نشانان بودند سریعا خود رابه محل رسانده و با وسایل خود و با کمک آب انبار همسایه ها عملیات اطفاء حریق را انجام می دادند. برخی از این وسایل پمپ آب دستی دو طرفه از جنس مس بود که هم اکنون در موزه آتشنشانی تبریز نگهداری می شود .


          همچنین دراطاقک فوقانی این برج همیشه چراغی روشن بود تا مردمی که هنگام شب از راه دور به تبریز می آمدند ( مانند فانوس دریایی) به کمک آن بتوانند راه را پیدا کرده و خود را به  تبریز یا مرکز آتش نشانی برسانند.
          قابل ذکراست که این برج یکی ازنمونه های نادر در نوع خود است که تاکنون باقی مانده است.
          در آخر بایدخاطرنشان کرد که این برج با شماره2011 در سازمان میراث فرهنگی و صنایع گردشگری کشور به ثبت رسیده است. این برج در نبش خیابان خاقانی و بهادری تبریز و در داخل حیاط ایستگاه اصلی ( شماره یک ) آتش نشانی تبریز واقع شده است .

+   حسین جاودانی ; ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir