عکـس و طبیــعت

بنام خالق زیباییهــا که خود زیباتـرین است - وبلاگ شخصی حسین جاودانی - عکاس تبـریزی

روزی بود و روزگاری . . . ( ضمیمه قسمت آخر )

          عده ای از دوستان عزیز از اقصا نقاط میهنمان اینجانب را مورد لطف و مرحمت خود قرار داده و این سطور سیاه مشق ! را مورد توجه قرار داده اند و طی تماس های مکرر امر فرمودند که من کمی هم به عقب برگردم و جهت اجرای اوامر این چند سطر را نیز به آخرین قسمت خاطرات اضافه میکنم .

          من در سال 1322 در تبریز متولد شدم که متاسفانه در آن روز های تاریک ، میهن عزیز ما در تحت تسلط اجنبی ها یعنی روس ها بود و حکومتی محلی بنام پیشوری به مردم مت تحمیل کرده بودند . همه اسناد و مدارک اداری و تابلوهای ادارات و کتاب های درسی به زبان ترکی تبدیل شده بود و تدریس در مدارس نیز به زبان ترکی بود .

          این تصویر برادر بزرگ من آقای حاج حسن آقا جاودانی است که در حال حاضر مدیر لابراتوار دیجیتالی اطلس هستند .

 

          وقتی که من دو سه ساله بودم ایشان در دوره ابتدایی تحصیل میکردند و کتاب هایشان به زبان ترکی بود و کارنامه هایشان نیز به ترکی نوشته می شد ! من این عکس را از کارنامه برادرم برداشته ام ببینید !

        روی عکس  به مهر مدرسه که بزبات ترکی است توجه کنید ( ملی تربیت مدرسه سی - 1324)

          برادرم اشعاری را که در کتاب داشتند می بایستی حفظ میکرد من هم در عالم کودکی اشعاری را که می شنیدم  حفظ میکردم و هنوز این اشعار در ذهنم میچرخد !

          یکی از اشعار کتاب دوم ( ایکینجی کتاب ) این بود :

بوز گیچی ( بز خاکستری ! )

ظاهرا بچه ای با بز خاکستری ابلق خودش حرف می زند !

آلا ، بولا ، بوز گیچی              آی قوشا بوینوز ، گیچی

( ای بز ابلق خاکستری           ای که یک جفت شاخ روی سر داری )

یالقـوز گـزیب دولانمـا           داغـــا داشـــا دیـرمانمـا

(تنها و بی کس این طرف و آن طرف مگرد         از کوه و صخره ها بالا نرو  )

بیر قورد چیخسا اویاننان       سن نه ایدر سن اوندا !

( اگر سر و کله گرگی از آنطرف پیدا شود         آنوقت تو چکار میکنی ! )

چوبان آچینجان گوزون         قالار بیر جوت بوینوزون !

( تا چوپان چشمش را باز کند          فقط یک جفت شاخت باقی می ماند ! )

          البته مردم غیرتمند و شجاع این مرز و بوم خیلی زود اشغالگران پست را از کشور بیرون راندند و این خاک مقدس را از لوث وجودشان پاک کردند و موقعی که من وارد دبستان شدم همه چیز به حال عادی برگشته و کتاب های درسی هم بزمان فارسی برگردانده شده بود .

( بقیه در ادامه مطلب )


          من کلاس اول ابتدایی را در دبستان تربیت بودم و پیر مرد مهربانی معلم ما بود که متاسفانه اسمش یادم نیست .

          خوب یادم است که ایشان بعد از انجام مقدمات لازم ،درس را شروع کردند و اولین درس ما سه علامت زیر بود با تلفظ جالب خودشان ! :

ا       ــــــ        /

          آری معلم ما حدود یک هفته تلاش کرد تا این سه علامت را با تلفظ شان به ما یاد بدهد ! روی تابلو این علامت ها را با گچ می نوشت و با خط کش یکی یکی نشان می داد و با صدای بلند اسمشان را می گفت و ما هم با صدای بلندتر تکرار میکردیم  :

ساللانان خط ! ( خط آویزان )  -  اوزانان خط !  ( خط درازکش )  -  یاناکی خط !  ( خط کجکی ! )

          در جلسات بعدی بتدریج و با حوصله ، با ترکیب این سه علامت ، حروف الفبا را درست کرد و به ما یاد داد !

          از سال دوم به دبیرستان انوری که هم کلاس های ابتدایی و هم متوسطه داشت رفتم و دوره چهار ساله ابتدایی را که تمام کردم گواهی نامه یا بقولی شهادتنامه دریافت کردم :

          البته آن روز ها این گواهی نامه واقعا ارزش داشت و برای استخدام هم مورد قبول بود !

          بعدا دوباره به دبستان تربیت برگشته و پایاننانه دوره ابتدایی را از آن مدرسه گرفتم :

          پس از اتمام دوره ابتدایی وارد دبیرستان رازی شدم و کلاسهای هفتم و هشتم و نهم را آنجا تحصیل کردم و با انتخاب رشته ریاضی ، از سال چهارم دبیرستان ( سال دهم ) به دبیرستان تربیت رفتم و پس از اخذ دیپلم ریاضی به خدمت سرباز رفتم .

          در دوره دبیرستان درس کاردستی ما در سال چهارم به عهده استاد سید جمال ترابی طباطباییبود و ایشان رشته عکاسی را برای تدریس انتخاب نمودند و بدین ترتیب عکاسی ما از اینجا شروع شد و تا امروز ادامه دارد ! و شروع کار عکاسی حرفه ای من با برادرم بود که الان به لابراتوار اطلس تغییر حالت داده است .

          در این تصویر زیر استاد ترابی و من و برادرم آقای حاج حسن آقا در مراسم بزرگداشت استاد حضور دارند و بروشوری را که استاد در حال مطالعه آن هستند شرح حال خودشان است که من نوشته و چاپ کرده بودم .

          استاد سید جمال ترابی از شخصیت های برجسته کشورمان بود که موسسه موزه آذربایجان بودند و بر اثر تحقیقات وسیعی که داشتند پدر سکه ایران لقب گرفتند و تاجایی پیشرفتند که در سایر کشور های جهان نیز نظریاتشان مورد استناد قرار میگرفت و بار ها از طرف کشور های خارجی جهت اعلام نظر در مورد اشیای باستانی بالاخص سکه ها دعوت شدند تا آنان را در این امر مهم یاری دهند .

 شادی شما آرزوی من است

+   حسین جاودانی ; ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir